تبليغاتX
جهالت مجهول

جهالت مجهول

این وبلاگ صرفا دفتر خاطراتی است برای نوشتن

سید رضا شکراللهی مطلبی داده برای حمایت از هفتان که خودش سردبیرشه و بعید میدونم کسی تو لینکاش سایت هفتان رو نداشته باشه .بخونید و یه حرکتی کنید.

روی شیروانی داغ هم در همین زمینه نوشته که اگر نگاه کنید چیزی از دست نمیدهید.

*پ.ن:از عنصر نامطلوب عزیز بابت تذکر به جایش ممنونم

*پ.ن:من تا سال دیگر آپ نمیکنم.خود نیز از این بابت بسیار ناراحتم ولی تصمیمی است که گرفته ام(این پست را درحالی مینگارم که صورتک زرد یاهو مسنجر به من چشمک میزند ولی آن را باز نمی کنم)

*پ.ن:مهسای عزیز!داستان را دیگر ادامه نخواهم داد.ممنون از لطف جنابعالی

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/17ساعت 2:10  توسط ملیحه  | 

سفید…سیاه…خاکستری

مرز…مرز…مرز

خسته شدم از بس دور و برم را مرز بندی کردم

از خط کشی خسته شدم

از دودو تا چهارتا خسته شدم

دلم میخواهد خطی قرمز بکشم روی همه خط کشی هایم

اَه لعنت به تو با این خطهایت

دلم شکل نمیخواهد

دلم بی شکلی میخواهد

دلم میخواهد بی وزن بی وزن در بین هیچ پرواز کنم

نه پرواز نه…در بی وزنی معلق باشم

از سبکی و سنگینی خسته شدم

دیگر نه جرم را میفهمم نه حجم را

********

قهوه تلخ بدون شکر

چای تلخ بدون قند

شکلات تلخ بدون اسانس

شربت تلخ بدون آب

زهرخند تلخ بدون نگاه

این تمام شیرینی های تلخ بعد از ظهرهای پنج شنبه من بود

***************

پ.ن:فضای اتاق آکنده از صدای همایون شجریان است و من مست از صدای او
+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/10ساعت 20:47  توسط ملیحه  |