تبليغاتX
جهالت مجهول

جهالت مجهول

این وبلاگ صرفا دفتر خاطراتی است برای نوشتن

 

تو هیچ گاه درد یک فاحشه را نخواهی فهمید

مگر اینکه برای سیر کردن شکم فرزندانت

دستهای زمخت و بوی عرق و سنگینی قصابی را تحمل کنی

که بخاطر ۱ کف دست گوشت

به اندازه ۱ کف دست از بدنت را هم

از هجوم خود بی نصیب نگذارد

 

تو هیچ گاه درد تجاوز را نخواهی فهمید

مگر اینکه وقتی رویا هایت را

در دسته های گل پیچیده بودی

و به مردم می فروختی

 رویاهایت را مردی بخرد

که تو را بیشتر از آنچه بزرگی بزرگ کند

به اندازه یک زن

و تو زنانگی ات را مدیون کسی باشی

که معصومیت نگاهت را ندید

*************

می لرزم

نه از سرما

بل از نگاه به فاحشه ای که

بوی عطر آمیخته با خونش

فضای بی رحم شهرم را پر کرده

 

می لرزم

از نگاه معصوم دخترکی که دیگر گل نمی فروشد

که دیگر رویایی ندارد برای فروش

تن می سپارد

دستهای بی رحم شهرم را

که چه راحت تغییر شغلش را پذیرفته اند

می لرزم.........

 

*لقد خلقنا الانسان فی کبد

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 1:37  توسط ملیحه  | 

 

گرمای صدایت هم که نباشد

دل خوش می کنم حجم حضور غایبت را

و هیچ چیز مانع خوشبختی ام نخواهد شد

 

****

پ.ن:می دونی که فقط به خاطر توئه.تا ۱۱ بیشتر وقت نداشتم نه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت 23:59  توسط ملیحه  | 

 

سالهاست روحم را سایه مردی تسخیر کرده

که خود خدا گونه می زید

خدایی که برایم صلیب پسرش را به ودیعه نهاده

و من هر روز مصلوب می شوم

 

*********

پ.ن۱:دستم به نوشتن نمی ره.اینی که می خونید حاصل کندوکاو تو دفترمه.

پ.ن۲:امیدوارم خوب بوده باشه(شما فکر کنید مطلب رو می گم!!!چه اهمیتی داره؟)

پ.ن۳:بوی تعفن داره خفم می کنه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/08ساعت 20:4  توسط ملیحه  | 

«هيچ چيز از آن انسان نيست،

هرگز

ني قدرتش،

ني ضعفش

              و ني دلش حتي

و آن دم كه دست....

و آن دم كه دست....

 

 

آه لعنتي!...

 

 

و آن دم كه دست به آغوش مي گشايد،

سايه اش صليبي ست...

 

و آن دم كه مي پندارد خوشبختي اش را

                            را در آغوش فشرده است

                                             آن را له مي كند.

 

 

زندگي او طلاقي عجيب و دردناك است...

هيچ عشقي را...

هيچ عشقي را سرانجامِ خوش نيست....ِ»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/06ساعت 22:45  توسط ملیحه  |