این وبلاگ صرفا دفتر خاطراتی است برای نوشتن
بردار آب و غذا و روانه شو
اینجا دیگر نه جای ماندن است
برگهای زرد
لاشه های رونده
و سکوت
-سکوتی که چون خنجری
بر گرده شهرنشسته-
فاجعه را فریاد می کنند
بی آب و غذا روانه شو