تبليغاتX
جهالت مجهول - اسم عوض شد چون متن عوض شد

جهالت مجهول

این وبلاگ صرفا دفتر خاطراتی است برای نوشتن

اشاره.حركت.تاب تاب تاب بازي...خدا منو...خدا من هيچي...حواست به اون هست؟...

مشكي پوشيده.عينك...چقدر عوض شده.تغيير...لحن آزارم مي دهد...بغض...سكوت...اشك...خوردن...فرياد بي صدا...

تاب تاب تاب بازي...خدا منو نندازي...اگه مي اندازي...كجاست؟تاريكي...

مشكي پوشيده.عينك.رد خون روي پيراهن مشكي...قرمزي روي سياهي...

گفتم اگه...افتادم؟!پس چرا گريه ام نيومد...

خون دلمه بسته...انگشتم را نگاه مي كنم...باز خون دماغ شدم؟!نه...خون دماغ توِ..بغض...سكوت بلند...

تاب تاب تاب بازي...خدا منو نندازي...اگه ميندازي بغلِ...نگراني حرف را بغل كرده...

 قرمز پوشيده.عينك.چقدر عوض شده...تغيير...لحن نگرانم ميكند و نگراني حرف را بغل كرده.خفه گريه ميكنم.

تاب تاب تاب بازي...خدا منو...تو كه انداختي...حالا بگو چه جوري دوباره تاب بخورم!آخه تابِ داره حركت ميكنه!

 

*****

پ.ن:خواستم ۱ چیزی بذارم ولی دیدم نمیفهمید

پ.ن:میدم بعدا بخونی.نترس تو خماری نمیمونی عزیزم

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 22:39  توسط ملیحه  |