آقام خدا بيامرز خيلي جوشي بود.زودَز كوره در مي رَف.وقتيَم عصباني مي شدا جد و آباد ننمو فحش مي داد ولي هيشوخ دست روش بلند نِكرد.
ننم طفلي خيلي گريه مي كرد.التماس آقام مي كرد كه فحش نده.خو ننم سيد بود.مي گُف:با جدُم چي كار داري؟خودُمو فحش بده.مُنو بزن ولي جدُمو فحش نده!خدا رو خوش نميا.مُ رو نگيره خر اي بچه ها رو مي گيره!جون اي رقيه-اسم ننم بود-فحش نده
ولي آقام كه گوشش به اي حرفا بدهكار نبود.يه روند همه كس و كار ننمو فحش مي داد ولي خدا بيامرز هيشوخ دست روش بلند نِكرد
همو روز كه تو حياط خونه قبليمون كنار حوض آبي وسط حياط واستادُم و صاف تو چشاي ننم زل زدم كه: مُ شعبونو مي خُمش،طفلي دو دستي كوفت تو سرش كه ديدي هي به آقات گفتُم جدُمو فحش نده!ديدي گفتُم مو سيدُم،جدُم پيغمبره!اي نفرينا خفت مُ رو نگيره اي بچه ها رو مي گيره!ديدي هي به آقات گفتُم؟آخه اي شعبونُم شد آدم كه دلتِ برده؟با او چشاي باباقوريش!
ولي مُ صاف زل زدُم تو چشاش كه يا شعبون يا هيشكس!
ننم طفلي مثه او موقِها كه به آقام التماس مي كرد،التماسُم كرد كه شعبونُ ول كنُم"آقات كه خدا بيامرز دستش اَ اي دنيا كوتا شده.مُ اُم كه آفتا لب بومُم.تِ با اي شعبون كِجكي-بچه ها اي جوري صداش مي كِردن-سياه بخ مي شي...
بعدُم مي شِس كنج حِياط و هي سِرشو مي كوف تو ديفال كه "ديدي هي به آقات گفتُم دسِّ آخر خرِمو مي چِسبه؟اي همه جدُمو فحش نده.خدا رِ خوش نميا خو!
-هي مصومه كودوم گوري قايم شدي باز؟
اي جايي؟هي ننم گُف زن بستون زن بستون!زن بستونُم كه چي شه؟ها؟كه بشينه ايجا دفتر سيا كنه؟جَم كو او مسخره بازياتو.
-اوجوري نيگام نكنين خو.شعبو مرد خوبيه.هيچي تو دلش ني به خدا
-دِ مياي يا بيام با كتك بيارُمت؟
آخ كه چقدر دلُم حياط خونه قبليمونو مي خواد كه بشينُم كنج حياط و مثه ننم سرمو بكوفم تو ديفال كه ديدي آقا جون هي ننه گُف جدشو فحش ندي؟تِ كه رفتي دسّت اَ اي دنيا كوتاس.مي گن خوبيت نِداره پُش سر مرده حرف بزنن...آ راسّي شب جُمَس.يادُم باشه بِرات خيرات بدُم...
پ.ن:من که نمی دونم چرا می گین فونتم بده ولی وقتی می گین حتمأ هست دیگه!الان عوض کردم.خوب شد؟
