تبليغاتX
جهالت مجهول - سحرم دولت بیدار ....

جهالت مجهول

این وبلاگ صرفا دفتر خاطراتی است برای نوشتن

یک شب یک فرشته ای که از بس نور دیده بود سال ها قبل بینایی اش را تقریبا از دست داده بود خواب  یک فرشته ی غمگین دیگر را دید ... تعریف کرد ...
توی خواب کسی به آن فرشته ی غمگین می گوید : غصه نخور ... همه چیز برای آرام تر شدن تو آماده می شود ... درست می شود ... این زمین با این گستردگی نه تاب رنج تو را دارد ... نه تاب اشکت را ... نه تاب دردت را ... نه تاب بی تابی ات را ...
فرشته ی نابینا این ها را گفت و خاموش شد ... فرشته ی نابینا همچنان روی زمین می چرخد و خوشحال می کند بی آن که بداند خوابی که برای فرشته ی غمگین دیده بود تعبیر شد ...
خدا همه ی فرشته ها را شاد می خواهد ... آرام می خواهد ... برای همین است که پیامش را به فرشته ی نابینا می دهد ... خدا لبخند دوست دارد و عشق و بهار و اشک هایی که از سر شوق و شور بی اختیار می بارند ... می بارند ...
+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17ساعت 20:7  توسط ملیحه  |